دلار رو به رشد و حس تحقیر! بازی‌های کنسولی لوکس و جیب کوچک ما

نگاهی به قیمت بازی های کنسولی نسل هشتم و تغییر ماهیت آنها از یک سرگرمی همه گیر به کالایی تجملی، چیزیست که مدت هاست ذهنم را خوره وار می جود. (شاید ذهن بسیاری را هم جویده باشد) هم از حیث ساز و کار پدیدآیی اش، و هم از آن حیث که خود را در قشر فرودستان ببینی و محروم شدن از یک سرگرمی لذت بخش همچون نفرینی اهریمنی بنماید. و آن را همپایه ظلمی دیگر بدانی که بر یکصد ظلم دیگر افزوده می شود! اگرچه می توان در این مبحث زاویه نگاه خود را روی مقوله هایی دیگری همچون محصولات الکترونیکی و پوشاک و غیره هم چرخاند؛ اما بحث ما روی بازی های کنسولی خواهد بود.

کنسول های نسل هشتم. چه طراحی یی، چه جاذبه ای و چه پولی که باید ریخت پایشان…
کنسول های نسل هشتم. چه طراحی ای، چه جاذبه ای و چه پولی که باید ریخت پایشان…

طرح مساله
مساله پیش رو بیشتر بحثی ست پیرامون دنیای Game (آن هم روی کنسول ها) در ایران و کم شدن فراوانی و دسترسی این کالا برای ما و هرس شدن جهانی پر از تخیل، از زندگی کسانی که بازی کردن را دوست دارند. در حقیقت این مقاله درد و دلی گیمری و جغرافیایی ست. بیان کردن دردی که احتمالا برای کسانی که فارغ از این دایره اند، مسخره و کم ارزش است. (هر که در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست – سعدی) یقینا چون خودم در این مبحث، همچون بسیاری از ابعاد دیگر این کشور که در سطوح کلان دچار سکته و بیماری و عفونت شدند، تجربه مبتلا بودن به استطاعت نحیف و کم بضاعتی در خرید یکی از دسترس ترین کالاها و تفریح ها را داشته ام، تصور غم انگیز مساله برای بسیاری دیگر، چندان دشوار نیست. قیمت سر به فلک کشیده با نمودار ۲۰ و چند برابر شده یک بازی کنسولی، ناگهان آن را به کالایی لوکس تبدیل کرد که تنها توانمندان و متمولین قادر به تهیه آسانش هستند. و چه چیز از این اندوه بارتر و سرکوب کننده تر، که دنیای خیالی و آزاد و ارزانت را از تو بگیرند؟! (درباه این گرفته شدن هم می توان بحث مفصلی کرد!) اینکه Game هم به دنیای سرمایه داری (کاپیتالیسم) متعلق شود و رابطه اش با تو به دیدن ویدئوها و عکس ها و تعریف و تمجیدهای دیگران از آن محدود شده باشد، دردی ست حسرت آشام! عار که نیست! من تا مدت ها فقط خبر بازی های جدید را پیگیری می کردم بعد هم می نشستم پای Rayman Legends و مرحله Fiesta de los Muertos، تا غصه ها از یادم بروند!

18113821234192-t1200x480
این ها نسل هفتم بودند… فوقش سالی یک بار آپدیت جدید می خواستند. خیلی کم توقع بودند

توضیح اینکه چرا یک بازی کنسولی نسل هشتم را باید محصولی لوکس دانست، در ادامه خواهد آمد. اما مهم تر از آن و رویکرد مقاله پیش رو اشاره به چیزی بدیهی و مبرهن همچون بهای گزاف و گران نیست، بلکه آنچه دچار نقص و نوسان شده، دنیایی ست که تهیه اش برای خیل عظیمی از بازی دوستان، بسیار سخت و ای بسا ناممکن شده است. تهیه یک بازی کنسولی نسل هشتمی، یک چهارم حقوق ماهیانه وزارت کاری یک بازی باز را خواهد بلعید! (شاید کسانی برای پاک کردن صورت مساله بگویند، خب! روی Pc بازی کنید. اما این نگاه کوته فکرانه و از روی ساده انگاری ست. چراکه مساله به جای خود باقی می ماند) چیزی که این جریان را برای بازی بازان ایرانی تشدید کرد، کوچ تمام و کمال سازندگان بازی ها از نسل هفتم به نسل هشتم بود. که البته بعید هم نبود. ناگهان با کنسول های نسل قبل خود تنها ماندیم و شرکت هایی که بازی های جدید را با هیجان بسیار برای کنسول های جدید معرفی می کردند، تنها غم در دلمان بار می کردند.

uncharted-4-marooned-1
به سوی Libertalia… باور کنید خود این بازی ها هم کم از یک گنج ندارند. هم ارزششان، هم جلوه هایشان و هم تجربه شان

چطور به اینجا رسیدیم
بگذارید کمی به عقب برگردیم. از نوامبر سال ۲۰۰۵ که مایکروسافت و سال بعد از آن سونی و نینتندو، نسل هفتم بازی ها را معرفی کردند، تا نوامبر سال ۲۰۱۳ که پای نسل هشتم به دنیای بازی بازها باز شد، ۸ سال به طول انجامید. ۸ سال پر از خاطره و پویایی و عناوینی شاهکار و زندگی کردنی. یکی از یکی پرشکوه تر و جذاب تر. چه روی PS3 و چه روی Xbox 360. از مشخصه های بارز نسل هفتم کیفیت HD ایکس باکس ۳۶۰، توانایی پخش دیسک های Blu-ray بر روی PS3 و Joystick حرکتی نینتندو بود. در آن هشت سال، منهای سال های آخرش که مثلا ایکس باکس ۳۶۰ آرکید از ۲۵۰ هزار تومان به یک میلیون و خورده ای تومان افزایش یافت، برای هیچ یک از ما ایرانی ها قیمت یک بازی کنسولی، قیمت گزافی نبود. (به این خاطر به PC اشاره نمی کنم که بازی ها بر روی این Platform همچنان دست یافتنی و ارزان است. حتا اگر بحث سیستم قدرتمند و قیمت آن را هم حساب کنیم، PC بازها از قیمت بالای بازی ها در نسل حاضر، متضرر نشده اند) اگر فروشنده خیلی می خواست توی پاچه مان کند، ۱۰ هزار تومان یک بازی تک دیسک را به ما می فروخت. نهایتا روی بازی های دو دیسک یک خورده دل دل می کردیم. کما اینکه گاهی پیش می آمد چهار-پنج بازی را همزمان میخریدیم و خوشحال و پر از کیف می آمدیم پای کنسولمان. تا اینکه در پی بی ارزش شدن واحد پولی کشورمان، (به علت های آشکار و آشکارتر) و همزمان، ورود نسل هشتم به صنعت گیم و معرفی کنسول های Xbox One و PS4، که از قضا قفل هم داشتند، (چه قفلی!) به ناگهان خود را در اغما یافتیم. آن روزها تا مدت ها منتظر خبری بودیم که حاکی از هک شدن کنسول های نسل جدید باشد. اما هر چه انتظار کشیدیم گشایشی نشد. جلوتر توضیح خواهم داد که چرا هک شدن هم دردی را دوا نکرد.

731419_897
گیمری که به آرزوی خود رسیده است

قیمت بازی ها شد ۲۰۰ هزار تومان. (بازی های تازه منتشر شده تا ۲۷۰ هزار تومان هم فروخته می شوند. بماند که روی چه حسابی و با کدام منطق و مرامنامه). حتی اگر بنا را اینگونه بگذاریم که بازی باز شغلی ثابت داشته باشد و ماهی یک بازی به قیمت ۱۸۰هزار تومان بخرد، باز هم این کار آنقدر نا معقول و پول دوریختن به نظر می آید که در چشم دوستان و خانواده مجنون و شیدا به حساب خواهید آمد. (آن هم با این وضع اقتصادی تراژیک) پس به خودی خود نیرویی بازدارنده که چندان هم غیر منطقی نیست، شما را از پرداختن به یک سرگرمی ساده که از ارزان ترین ها بود، منع می کند. چرا که کالای مورد توجه شما دیگر به کالایی لوکس تبدیل شده است و ناگزیر از لیست نیازهای درجه یکتان کنار می رود. به آن خاطر که وسع تان نمی رسد.

reviews_hud_01_forzahorizon2
اگر پول داشته باشید، این نور و این آفتاب می آید خانه تان را هم روشن می کند! روی ۳۶۰ که خبری از آن نبود!!!

کالای لوکس یا به قول نوآموختگان لاکچری (Luxury Good) چیست؟
اجازه دهید کالای لوکس را تعریف کنیم، تا مساله روشن شود که وقتی می گوییم بازی های نسل جدید به محصولی لوکس بدل شده اند، منظور چیست. در فرهنگ اقتصادی برای تعریف کالای لوکس نوشته شده است: کالایی که درصد تغییرات تقاضا برای آن، بیش از درصد تغییرات درآمد باشد، کالای لوکس و تجملی محسوب می شود. یعنی با افزایش درآمد، تقاضا برای آن کالا هم افزایش پیدا می کند. در حالی که قیمت همان است. در حقیقت این تعریف رابطه مستقیمی با درآمد سرانه و قدرت خرید دارد. یعنی همین بازی کنسولی نسل هشتمی که موضوع این مقاله است، و قیمتش بنده را واداشته تا مقاله ای بنویسم، آن طرف مرزها مثلا در آمریکا یا اروپا بنا بر درآمد سرانه، مبلغ ناچیزی ست. بیایید ریزتر شویم. درآمد یک آدم شاغل در ایران در سال ۱۳۹۵ با حقوق وزارت کار، ساعتی ۴ هزار و دویست تومان است. که با احتساب ۱۹۲ ساعت کاری در ماه، (بدون تعطیلی/ چهار هفته کاری) می شود ۸۰۰ و ۱۰-۱۵ هزار تومان. قیمت یک بازی کنسولی نسل هشتمی ۵۰ دلاری، با احتساب قیمت روز دلار در ایران (۳۶۰۰ تومان)، ۱۸۰ هزار تومان است. که می شود یک چهارم حقوق یک کارگر عادی. آنطرف دنیا مثلا در آلمان (بنا به آمار سال گذشته!) یک فرد عادی شاغل، ساعتی ۲۳ هزار و ۷۰۰ تومان حقوق می گیرد. که با احتساب ساعت کاری کشور خودمان می شود ماهی ۴ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان. این در حالی است که قیمت یک بازی نسخه استاندارد، هم برای ما و هم برای آن آلمانی ۵۰ دلار (به طور میانگین) هزینه دارد. بازی یی که برای ما لوکس شده، برای آن آلمانی قیمتی معقول دارد. در واقع یک بیست و پنجم حقوق ماهیانه او هزینه یک بازی خواهد شد. تازه حقوق ساعتی در کشورهایی چون فرانسه و آمریکا و استرالیا بیش از آلمان است. پس اطلاق کالای لوکس به یک بازی کنسولی نسل هشتمی، نه تنها عنوانی بیراه نیست، بلکه کاملا با ماهیتش برای ما منطبق است.

390009ebafbf4ea5d2
رابطه مستقیم پول با دنیای بازی های رایانه ای

هک نشد؟
مساله هک شدن کنسول های پیشین و مقاومت کنسول های نسل جدید در Unlock شدن هم بیش از پیش مساله را برای ما بزرگ کرد. اما هم نظارت دقیق شرکت های سازنده بر روی شبکه های آنلاین خود و همچنین پیچیده تر شدن نرم افزاری و سخت افزاری این دستگاه ها باعث شد که هک شدن کنسول های نسل جدید هم دوایی موثر برای بازی باز ایرانی (و هر جای دیگری) نباشد. چرا که پیشرفت امنیتی شبکه های آنلاین بازی، باعث می شود عملا هیچ کاربری نتواند از محتویات آنلاین آن استفاده کند یا حتی جرات کند کنسول خود را به اینترنت متصل کند. مساله قفل های امنیتی همچون Denuvo و جلوگیری از هک شدن بازی ها، PC داران را هم تهدید می کند. (وقتی از واژه تهدید استفاده می کنم، نظر به قرص تر شدن دنیای سرمایه داری و در مقابل شکننده تر شدن دنیای پرولتاریا است. (پرولتاریا طبقه ای از جامعه است که هزینه زندگی خود را فقط از فروش نیروی کار خود به دست می آورد؛ نه از منافع یک سرمایه)) در درون خود صنعت Game هم با به بازار آمدن بازی هایی همچون Titanfall و Destiny و اخیرا Overwatch که بخش Campain یا آفلاین نداشتند، و همچنین تمرکز استدیوها و شرکت های سازنده بر روی محتویات آنلاین بازی ها، هک کردن کنسول ها لوث شد و در واقع از اعتبار افتاد. هک شدن کنسول های نسل هشتم در برزیل و حتی ایران اتفاق افتاد. اما دلیل رواج پیدان نکردن آن، مساله ای ست که پیشتر عنوان شد.

games
احتمالا در نسل گذشته خیلی از گیمرها اینقدر بازی داشتند! خودم هم همینقدر داشتم خداوکیلی. اما حالا…

از طرفی برای خود بازی باز، گرافیک بازی ها و کیفیت بصری آنها آنقدر گیرایی و کشش دارد، که حتا PC داران را به تلاش و تقلا می اندزاد تا پول خرج کنند و سیستمشان را ارتقا دهند، بلکه بتوانند بازی ها را با بهترین و بیشترین کیفیت گرافیکی و بصری بازی کنند. این خود یکی از ابعاد چرایی اندوهی ست که این مقاله از آن سخن می گوید. یعنی چشم پوشی از بازی کردن، برای آن هایی که با Game بزرگ شده اند، امکان پذیر نیست. آنانی هم که با دنیای امروزین آمیخته اند نمی توانند از قواعد بازی آن هم عدول کنند. یعنی در نهایت بازی جدید و کیفیت های بصری تازه آفریده اهمیت پیدا می کنند. این همه بازی Remaster برای چیست؟ فرونشاندن همین عطش جنون آمیز است. (منظورم تایید این فرآیند ویروسی نیست) به دیگر سخن اساسا فراغت انسان از بازی ممکن نیست. نمی خواهم دامنه بحث را بگسترانم، اما قدری فکر کنید. چطور می شود بازی نکرد؟! آنان را که به قول خودشان بزرگ شده اند و بازی برایشان رفتاری بچگانه تعبیر می شود، رها کنید. در ابتدا هم گفتم که این مقاله درد و دلی گیمری ست.

در حقیقت عنصر اصلی در فرآیند لوکس شدن ناگهانی بازی های کنسولی، ارزش واحد پولی کشور عزیزمان است! تصور کنید اگر ریال در برابر دلار، همان قیمت ۹۰۰ و خورده ای تا هزار تومان را می داشت، (پیش از عروج ناگهانی به ۳ هزار و خورده ای) آن وقت بهای یک بازی کنسولی نسل هشتمی می شد ۵۰ هزار تومان. خیلی فرق می کند، نه؟! قیمت کنسول ها هم می شد ۴۰۰ یا ۵۰۰ هزار تومان. کارت های Gold ایکس باکس و PSN PLUS یک ساله هم که ۶۰ دلار قیمت دارند، می شد ۶۰ هزار تومان. نه ۲۰۰ هزار تومان. مرز میان سهل و مشکل همین اندازه باریک است. و زمین ما همیشه زمین پرسنگلاخ تری بوده است!

xbox-games-with-gold-for-november
وقتی دایره حق انتخاب کوچک و کوچک تر می شود می گویید: خیرشو ببینی…

راه حل چیست؟
این گونه شد که سر و کله سایت های اجاره بازی پیدا شد. در چنین شرایطی مجبور شدیم بازی ها را تنها چند روز در اختیار بگیریم. می توان اینگونه بازی ها را تجربه کرد؛ اما به شرطی که محل اجاره دهنده بازی همه بازی ها را داشته باشد. که معمولا دچار محدودیت در تعداد بازی های اجاره ای هستند. تازه مشکل بعدی یعنی زمان اجاره شده هم مهم است. مثلا یک بازی Open World را نمی توان یک هفته ای تمام کرد. (مگر آنکه یک هفته از دنیا فارغ باشید و هیچ کاری جز بازی کردن نکنید) راه حل بعدی این است که بازی ها را معاوضه کنید یا قرض بدهید و یک بازی هم قرض بگیرید. این هم روش خوبی ست. اما باز هم محدودیت دارد. توجه داشته باشید که هدف از عنوان کردن معایب این روش ها، نمایاندن محدود شدن دنیای آزاد و ارزان گیمرهاست. عیب روش معاوضه ای این است که مگر چند دوست گیمر دارید که بتوانید عناوین بیشتری را تجربه کنید. حتی اگر در فضای مجازی هم به دنبال چنین افرادی بگردید باز هم محدودیت ها شما را رها نخواهند کرد. (تصور کنید شما یک بازی دارید و می خواهید با معاوضه همین یک بازی تمام عناوین دوست داشتنی تان را بازی کنید. خب کار سختی دارید) روش بعدی استفاده از سرویس های تخفیف شرکت هاست. مایکروسافت و سونی و EA Access و… در برخی موارد تخفیف های نادری به کاربرانشان عطا می کنند. علاوه بر قیمت کم گاهی هم بازی ها را کاملا رایگان در مدتی محدود برای کاربران قرار می دهند. با اوضاعی که ما داریم، کندن یک مو از خرس (کاپیتالیسم) غنیمت است. بالاخره نمی توان بدون بازی ماند. و کسی که دغدغه بازی کردن داشته باشد بازی خواهد کرد و از زیر سنگ هم شده بازی بیرون می کشد.

حرف آخر

شاید به نظر بیاید که با طرح راه حل ها مساله به کلی حل شده است. اما پندار من اینگونه نیست. من آن دسته از بازی دوستانی را می بینم که از نداشتن بازی جدید حسرت می خورند. آنانی را می بینم که حتی خرید کنسول جدید، یا حتی همان کنسول های نسل پیش گران شده هم، برایشان سخت است. آری سخت است. به همین سبب به نظر نویسنده این مقاله، صنعت گیم، به هر دلیل موجه و غیر موجهی، برای ما ایرانی ها به یک سرگرمی تجملی و گران و لوکس مبدل شده است. به محصولی که خیلی ها فقط در ویترین ها نگاهش می کنند. بازی هایی که تنها باید عکس و فیلم هایشان را دید و آهی از سینه بیرون داد و هیچ نگفت. همچنان که در تمام تاریخ، مفاهیم و محدودیت ها را، جغرافیاهای گوناگون به وجود آورده اند، لوکس شدن بسیاری کالاها برای ما، که از بخت بد “بازی” هم به جرگه آنان پیوسته، همین حکایت را دارد. دوست دارم همه آنانی که عاشق Gameاند، این محصول را با فراوانی و فراغ بال تهیه کنند. هرچند شاید این یک آرزوی دور و دراز باشد، و رد سرمایه داری شوم من را از به یاد آوردن این آرزو سرد کند، اما میلم به آن سو می کشد که آن را دوباره بر زبان بیاورم… و دوباره آرزو کنم و از آن جا که عالم خیال و تخیل در سرزمین ما توجهی ندارد، خود هم سهمی در گستراندن دنیای تخیلی یک نفر داشته باشم. به هر طریقی و به هر زحمتی…