بازگشتی که کاش شکوهمندتر بود | بررسی فیلم Jason Bourne

مت دیمون و پل گرین‌گرس باری دیگر کنار یکدیگر قرار گرفتند تا پس از سالها نسخه‌ای دیگر از سری فیلم های بورن را خلق کنند. همه چیز در جدیدترین نسخۀ سری بوی خاص بورن بودن نسخه های پیش را می‌دهد (البته به جز آن یک نسخۀ اخیر که فاکتورش می‌گیریم). همان مبارزات تن به تن هیجان انگیز با هنرنمایی خیره‌کنندۀ مت دیمون، فیلم‌برداری به شیوۀ دوربین روی شانۀ منحصر به فرد سری بورن و همچنین جاسوس بازی های معروف این سری؛ تماما در فیلم جدید قرار دارند اما به شدت یک سری از موارد هستند که توی ذوق می‌زنند و لقب شاهکار را از این فیلم می‌گیرند. در ادامۀ مطلب به بررسی این موارد خواهیم پرداخت.

سازندگانِ فیلم، اینبار تصمیم گرفته‌اند کمی بیشتر به درون دیوید وب، یا همان جیسون بورن نفوذ کنند. داستان کمی شخصی‌تر شده و ماموریت های ویژۀ سازمان سیا کمرنگ‌تر شده‌اند. سالها از اتفاقات نسخۀ پیشین گذشته و جیسون بورن پیرتر شده است. این پیری نه تنها وی را ضعیف نکرده؛ بلکه آن را تا سرحد پختگی رسانده و ابهت کم‌نظیری به قهرمان محبوب سری فیلم های بورن بخشیده است. ابهتی که دل طرفداران را به چنگ گرفته و با اکشن های بسیار جذاب فیلم، با آنها عشق‌بازی می‌کند.

maxresdefault-1-768x4322x

داستان از جایی آغاز می‌شود که برخی از اطلاعات لو رفته از سازمان سیا که مربوط به جیسون بورن می‌شوند؛ به دست وی می‌رسند و حافظۀ صدمه دیدۀ آن را تحریک می‌کنند تا دنبالۀ اتفاقات کلید خورده را بگیرد و در نقاط مختلف جهان سرنخ های جدید را دنبال کند تا به هدف شخصی خود که در راس آن انتقام از سازمان سیا قرار دارد، برسد. دلیلی که جیسون بورن را پس از سال ها از لانه‌اش بیرون کشید، دلیل محکمی نبود که بازگشتش را شکوهمند جلوه دهد. سازندگان می‌توانستند با شخصی‌تر کردن حوادث فیلم برای جیسون بورن، به آتش انتقامش از سازمان سیا، شعله بدمند و شکوه و جلال خاصی به فیلم و آغاز آن ببخشند. دیگر شخصیت های درون فیلم هم به مهره‌وار ترین شکل ممکن دیالوگ های خود را به زبان می‌آورند و فیلم را ادامه می‌دهند. کسی که رئیس سازمان است، رئیس بودنش را حفظ می‌کند و کسی هم که آدمکش پول‌بگیر هست هم به بهترین نحو کارش را انجام می‌دهد. پس لایه های عمق‌دهندۀ داستان چه؟ البته مامور تازه وارد سازمان سیا با بازیگری آلیشیا ویکاندر که انصافا پرترۀ خاص و دوست‌داشتنی خود را دارد، تا جایی وارد تعامل با جیسون بورن می‌شود که داستان را کمی پیچ و تاپ دهد، اما تا قبل از اینکه حتی جبهۀ وی مشخص شود و آدم‌خوب یا بد بودنش را متوجه شویم، فیلم با پایانی نامطلوب به انتها می‌رسد که گویا خبر از ادامه‌ای دیگر برای فیلم می‌دهد. ادامه‌ای که اگر با همین فرمان پیش برود، فقط نام سری فیلم های بورن را خراب می‌کند و جیسون بورن را از سکوی شهرت پایین می‌آورد. سازندگان این بار هم برای اکشن‌ترین قسمت های فیلم خود، تعقیب و گریز با ماشین را انتخاب کرده‌اند و چند ماشین قیمتی را نابود می‌کنند و کمی لاس وگاس را در هم می‌کوبند. اما طرفداران بورن که پیش از این چارچوب شکنی های زیادی از این شخصیت دیده بودند، انتظار نوآوری های دیگری در اکشن های فیلم داشتند و آنطور که باید، از تماشای فیلم لذت نبردند. آدمکشی که برای نابود کردن جیسون بورن استخدام شده است نیز می‌خواهد همانند کارمندی که پیش‌تر درباره‌اش صحبت شد، به لایه های داستان بی‌افزاید اما این عمق داستان فقط در حالت تئوری عمق به حساب می‌آید. آدمکشی که خصومت شخصی با جیسون بورن دارد و می‌خواهد حتی در برخی مواقع برخلاف میل بالادستانش عمل کند تا هرچه زودتر جیسون بورن را از بین ببرد. حالا این خصومت از چه قرار است و چرا و چگونه‌اش بماند!

jason_bourne_poster8_30view

جیسون بورن می‌بایست خیلی بهتر از این چیزی که بود، می‌بود. باید نوآوری در اکشن های پرمخاطبش راه می‌داد و داستانی پیچیده‌تر برای بازگشت بورن تداعی می‌کرد. در کنارش هم شخصیت های عمیق‌تر و ملموس تری را در فیلم قرار می‌داد تا هنگامی که دوربین از روی جیسون بورن برداشته می‌شود، مخاطب چشم از صفحه بر ندارد و تماشای فیلم هنگام هنرنمایی شخصیت های دیگر، همچنان لذت بخش باشد. البته این بدان معنا نیست که سکانس هایی که جیسون بورن در آنها حضور ندارد، ارزش تماشا ندارند؛ بلکه در مقایسه با نسخه های پیشین سری فیلم های بورن، واقعا باید بهتر از اینها عمل می‌شد و حداقل اگر پیشرفتی به چشم نمی‌آمد، پس‌رفتی اتفاق نمی‌افتاد.

جیسون بورن همچنان فیلمی پر از اکشن های ناب هالیوودی است که تماشایش برای دوست داران اکشن و به‌ویژه طرفداران بورن، امری حیاتی و واجب به حساب می‌آید. هنوز هم می‌توان پای تعقیب و گریز های فیلم نشست و زیرکی های جیسون بورن و رو دست خوردن دشمنانش را تماشا کرد. مبارزات تن به تنی که با تکنیک دوربین روی دست فیلم‌برداری شده‌‍اند (طبق روال همیشگی بورن) نیز از جذابیت زیادی برخوردارند و کمتر کسی پیدا می‌شود که اکشن را دوست داشته باشد و این سکانس ها را نه. مهم‌تر از همه در پایان باید به ستارۀ دوست داشتنی این فیلم، یعنی مت دیمون اشاره کرد که به نوعی می‌توان گفت، اگر نباشد، سری فیلم های بورن دیگر معنایی ندارند. یک بار عدم حضور مت دیمون در یک فیلم بورن را هالیوود به خود تجربه کرد و امیدواریم دیگر همچین اتفاقی نیفتد. هرچند با روز به روز بالا رفتن سن مت دیمون، به نظر می‌رسد باید کم کم با این ستارۀ دوست داشتنی خداحافظی کنیم. یا حداقل آیندۀ سری فیلم های بورن را بدون حضور مت دیمون تحمل کنیم.

اینطور که از پایان‌بندی فیلم پیداست؛ به نظر می‌رسد در آینده شاهد ادامه‌ای بر این فیلم باشیم که قاعدتا مت دیمون نیز در آن حضور خواهد داشت. هنوز تکلیف برخی از اتفاقات معلوم نیست و اتفاقاتی جدید نیز در همان سکانس پایانی فیلم شکل گرفتند که پتانسیل تحلیل و بررسی در یک نسخۀ دیگر از فیلم را دارند و باری دیگر مت دیمون و پل گرین‌گرس را فرا می‌خوانند.

اگر اکشن این روز هایتان ته کشیده و نیازمند زد و خورد های ناب هالیوودی‌ای هستید که ستاره‌ای دوست داشتنی در راس آن حضور دارد، هرچه زودتر شرایط تماشای جیسون بورن‌ را محیا کنید که این فیلم برای شما ساخته شده است. اگه خارج از دید عینک نقادی به این فیلم نگاه کنیم، با فیلمی خوب طرف هستیم که تجربه‌ای دلچسب را با خود به همراه دارد.